الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

56

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)

وَكُنْ صارِماً كَالْوَقْتِ فَالْمَقْتِ فِى عَسى * وَإِيّاكَ عَلًاَّ فَهْيَ أَخْظَرُ عِلَّةٍ مانند زمان و اوقات ، گذرنده و قاطع باش كه خداوند شايد گفتنىهاى تو و امروز و فردا كردنت را دشمن مىدارد و بپرهيز از ليت و لعلّ كردن و تأخير در اصلاح نفس كه اين خطرناك‌ترين بيمارى است . وَقُمْ فِى رِضاها وَاسْعَ غَيْرَ مُحاوِلٍ * نَشاطاً وَلا تُخْلِدْ لِعَجْزٍ مُفَوِّتٍ در راه رضاى دوست بپاخيز و طريق جدّ و جهد و كوشش را پيش گير ، نه آن كه طالب نشاط و لهو باشى ، و به بهانه عجز و ناتوانى سستى را كه باعث از دست دادن مقاصد عاليه است پيش مگير . وَسِرْ زَمَناً وَانْهَضْ كَسِيراً فَحَظُّكَ الْ * بَطالَةُ ما أَخَّرْتَ عَزْماً لِصِحَّةٍ در عين زمين گير بودن حركت كن و با پاى شكسته برخيز و به راه ادامه ده و تا زمانى كه به اميد حفظ صحت و تندرستىات حركت و تهذيب را به تأخير مىاندازى بهره‌ى تو جز تنبلى و كسالت چيز ديگرى نيست . وَأَقْدِمْ وَقَدِّمْ ما قَعَدْتَ لَهُ مَعَ الْ * خَوائِفِ وَاخْرُجْ عَنْ قُيُودِ التَلَفُّتِ دلاورانه به ميدان كارزار با هواهاى نفسانى هجوم بر و پيشرو قافله‌ى سالكين باش و خسارت مدتى را كه با غافلين و فرومايگان گذراندى جبران بنما و از بندهاى دست و پاگيرى كه تو را زمين‌گير كرده و از حركت به سوى محبوب باز داشته است خارج شو . وَجُذَّ بِسَيْفِ الْعَزْمِ سَوْفَ فَإِنْ تَجُدْ * تَجُدْ نَفْسَاً فَالنَّفْسُ إِنْ جُدْتَ جَدَّتْ با شمشير عزم و اراده قاطع ريشه تسويف و امروز و فردا كردن را قطع كن . و اگر در راه عشق هستىات را ببخشى در سلوك اين راه گشايشى نصيبت مىشود و اگر نفس و جانت را در اين فدا كنى ، زنده‌تر و كوشاتر مىگردد . وَأَقْبِلْ إِلَيْها وَانْحُها مُفْلِساً فَقَدْ * وَصَيْتَ لَنُصْحِى إِنْ قَبِلْتَ نَصِيحَتِى روى به حضرتش آور و او را در حال فقر و نادارى قصد كن و اگر اندرزم را